از صبح دارم راه می رم. بارون قشنگیه فقط یه چیزی کم داره، یه چیز کوچولو و طلائی رنگ. یه چیزی که بشه بمیری براش.
ببخشید دوستان عزیز و ممنونم از وفاداری تان. از حضورتان، ممنون اما من دیگر آن آدم قبلی نیستم. من همینم... همین مرد جدید تنها... اگر همین طوری که هستم می پذیریدم که بسم الله، بیائید از نو همه چیز را بسازیم... اول از اسم این جا شروع می کنیم، چه طور است؟